پنجشنبه 19 دی 1387  05:55 ب.ظ

من که گفتم نمیشه آدم برفی درست کرد. هیج کس باورش نمیشه ، طی 22 سال اخیر اولین برف سنگین. سفید، سرد، برف. حالا کمی همت لازمه تا برم بیرون، با یه شال، کلاه، هویج  و ...

مهد و مدرسه و دانشگاه تعطیل، اتوبوس ها هم تازه دوباره آهسته آهسته شروع به کار کردند.

برف

 


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 18 دی 1387  11:57 ق.ظ

اومده پیشم و با ناله بهم میگه "Je suis tombé amoureuse " جلوی خنده ام رو نگه داشتم، ازش می پرسم de qui?

میگه آشپزخونه  (تو آشپزخونه افتاده بود زمین، ولی نمی دونم این جمله رو از کجا یاد گرفته )

امروز اینجا داره برف می باره، همه جا سفید شده ولی فکر نمی کنم اینقدری باشه که بشه آدم برفی درست کرد.

Je suis tombé amoureuse یعنی fall in lov


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 15 دی 1387  01:29 ب.ظ

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده                تو تخت خواب مخمل آبیش خوابیده
یه روز مامان رفته بازار اونو خریده                  قشنگ تر از عروسکم هیچ کس ندیده

عروسک من          چشماتو باز کن         وقتی که شب شد          اون وقت لالا کن
بیا بریم توی حیاط با من بازی کن                  توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 دی 1387
شنبه 14 دی 1387  06:30 ب.ظ

یک کیک کوچیک درست کردم، چهار قسمتش کردم، دو تا مال من، دو تا مال تو. کیک ها و آب میوه رو خوردی. ولی مشکل اینجاست که از خوردن قسمت دوم هیچ خاطره ای نداری. حالا هی میگه مامان کیک من و خورد. میگم خودت خوردی بغض می کنه و میگه نه. بعد رفته خودش رو پشت در قایم کرده می گه c'est toi, c'est maman qui a mangé mon gâteau

فایده نداره، به این میگن آش نخورده و دهن سوخته. اولین و آخرین بارم باشه که جلوی تلوزیون بهت خوردنی میدم

پاپا نوئل هم اومد بالاخره، ولی تیناب  وقتی که دیدش شروع کرد به گریه کردن، استفانی میگفت خیلی از بچه ها گریه می کنند ولی باز برای من عجیب بود. بعدا ازش می پرسم چرا گریه کردی میگه چون من بچه خوبی نبودم  . سورپریزشون هم خواندن ترانه های مخصوص نوئل بود که همه با هم برای ما خوندن.

je n'étais pas sage!!!

coucou


  • آخرین ویرایش:شنبه 14 دی 1387